گاهی این استدلال مطرح می‌شود که بی‌خدایان فقط یک گام جلوتر از مسیحیان هستند؛ زیرا همان‌طور که مسیحیان خدایانی مانند زئوس و آپولون را رد می‌کنند، بی‌خدایان نیز تنها یک قدم بیشتر برداشته و خدای مسیحیت را انکار می‌کنند.

این ادعا در نگاه اول ساده و حتی قانع‌کننده به نظر می‌رسد، اما بر یک قیاس نادرست بنا شده است.

تفاوت در مفهوم خدا

این استدلال فرض می‌کند که همه‌ی «خداها» در یک سطح قرار دارند و تنها تفاوت در تعداد آن‌هاست. اما در واقع، مفهوم خدا در این بحث‌ها یکسان نیست.

خدایان اسطوره‌ای مانند زئوس و آپولون، موجوداتی محدود، وابسته به طبیعت و بخشی از داستان‌ها و اسطوره‌های انسانی هستند. آن‌ها درون جهان تعریف می‌شوند و مانند سایر موجودات، آغاز و محدودیت دارند.

اما خدای مسیحیت از اساس در این دسته قرار نمی‌گیرد.

او بخشی از جهان نیست، بلکه آفریننده‌ی جهان است؛ نه موجودی در میان موجودات، بلکه علت و سرچشمه‌ی همه‌ی هستی.

به همین دلیل، وقتی از «خدا» در الهیات مسیحی صحبت می‌شود، منظور یک موجود اسطوره‌ای در کنار سایر موجودات نیست، بلکه موجودی است که وجود همه چیز وابسته به اوست.

چرا این مقایسه نادرست است؟

بر اساس این تفاوت بنیادین، رد کردن خدایان اسطوره‌ای به هیچ وجه معادل رد کردن مفهوم «خدای خالق» نیست.

زیرا این دو نوع تصور از خدا، اساساً در یک سطح یا یک دسته قرار ندارند که بتوان آن‌ها را با هم مقایسه کرد.

به بیان ساده‌تر، رد کردن زئوس به معنای رد کردن خدا در الهیات مسیحی نیست، چون زئوس اصلاً همان نوع موجودی نیست که الهیات مسیحی درباره‌اش سخن می‌گوید.

پرسش اصلی چیست؟

بنابراین، این استدلال در ظاهر جذاب است، اما مسئله را به شکل نادرست صورت‌بندی می‌کند.

پرسش اصلی این نیست که آیا مسیحیان و بی‌خدایان در رد کردن خدایان اسطوره‌ای تا کجا پیش رفته‌اند.

پرسش واقعی این است:

آیا خدایی که آسمان‌ها و زمین را آفرید وجود دارد یا نه؟

مقایسه‌ی خدای خالق با خدایان اسطوره‌ای، به جای روشن کردن بحث، آن را ساده‌سازی و منحرف می‌کند.

نتیجه‌گیری

در نتیجه، این ادعا که بی‌خدایان فقط «یک گام جلوتر» از مسیحیان هستند، بر پایه‌ی یک قیاس نادرست شکل گرفته است.

زیرا این استدلال، تفاوت بنیادین میان دو مفهوم کاملاً متفاوت از «خدا» را نادیده می‌گیرد.

بحث واقعی نه درباره‌ی تعداد خدایان رد شده، بلکه درباره‌ی وجود یا عدم وجود خالق جهان است؛ موضوعی که نیازمند بررسی جداگانه و عمیق‌تری است.


برچسب ها: بدان